سيد محمد باقر شفتي
385
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
آن بعد از غمض عين از مسامحه كه در آن شده اين است ، كه امام و منفرد قصد مىمىكند حاضرين از ملائكه و مسلمين از انس و جن را ، و همچنين است مأموم لكن در يكى از دو صيغه كه اتيان مىنمايد و در صيغهء ديگر قصد مىنمايد امام را ، چون كه مقتضاى فرمودهء ايشان اين است : مأموم هرگاه در جانب يسار او كسى نيست اكتفاء مىكند به يك سلام ، و هرگاه در جانب يسار او كسى هست اتيان مىنمايد به صيغهء سلام ثانيا . عبارت آن مرحوم اين است : يسلم المنفرد الى القبلة مرة ، و يؤمى بمؤخر عينه الى يمينه و الامام بصفحة وجهه و كذا المأموم و لو كان على يساره أحد سلم ثانية ، و يؤمي بصفحة وجهه عن يساره ، و يؤمى بالسلام على من على ذلك الجانب من الملائكة و مسلمي الانس و الجن ، و المأموم ينوى بأحدهما الامام « 1 » مقتضاى اطلاق ينوي بأحدهما الامام ثبوت تخيير است در اين كه هر يك را كه خواهد قصد رد امام نمايد ، اين خالى از تشكيك نيست ، نظر به احتمال فوريت در رد . و چون كه تعدد صيغه در حق مأموم در صورتى است كه در جانب يسار او كسى باشد ، پس در صورتى كه در جانب يسار او كسى نباشد اكتفاء به يك سلام مىنمايد ، در اين صورت بايد مراد آن مرحوم اين باشد كه به همان يك سلام قصد امام و غير امام خواهد نمود ، چه اگر قصد منحصر در امام بوده باشد لازم مىآيد قصد به ديگران منتفى باشد . اولى آن است كه بگوئيم مراد آن مرحوم اين است كه مأموم اتيان به يك سلام مىنمايد ، يا اشاره به صفحهء وجه به جانب يمين در صورتى كه در جانب يسار او كسى نبوده باشد ، و به دو سلام مىنمايد با اشاره به جانب يسار از سلام ثانى در صورتى كه جانب يسار كسى بوده باشد ، در سلام اول مقصود كسانى
--> « 1 » قواعد علامه ج 1 / 35 .